هشدار!!

برخی از مطالب سایت ممکن است زاده تخیل نویسنده باشد و برخی مطالب فقط داستان می باشند.

افراد دارای مریضی قلبی و یا کسانی که می ترسند از مشاهده مطالب سایت پرهیز کنند.

ماجرای عروسک آنابل , داستان یا واقعیت

شاید شما حتی یک بارم شده نام عروسک آنابل را شنیده باشید یا فیلم ها و مطالبی درمورد آنابل را خوانده باشید.
اما آیا عروسک آنابل یک داستان است یا واقعیت دارد؟
در ادامه ی این مطلب به ماجرای آنابل و فیلم آنابل می پردازیم

در جواب این سوال که ممکنه برای همه ی شما به وجود آمده باشه که آنابل واقعی است یا خیر ؟ باید بگوییم بله آنابل یک عروسک واقعی میباشد و فیلم های مربوط به آنابل براساس عروسک آنابل ساخته شده اند.

تصویر فوق تصویر عروسک واقعی آنابل می باشد که در فیلم آنابل جهت افزایش ترس در بیننده از عروسکی ترسناک استفاده شده است.

شروع داستان آنابل

در سال 1970 یک زن عروسکی مدل Raggedy-Ann جهت هدیه به دخترش دُنا که دانشجو پرستاری بود از اسباب فروشی خریداری می کند و به دخترش هدیه می دهد.
در آن زمان دنا به همراه دوستش آنجی در آپارتمانی زندگی می کردند و یک ماه از زمان هدیه مادر به فرزند نگذشته بود که آنابل ماهیت خودش را رو می کند !
اوایل آنابل فعالیتش را با کار های کوچک شروع کرد مانند افتادن از صندلی که باعث میشد دنا و آنجی توجه نکنند و بگن لابد صندلی تکون خورده افتاده !
کم کم فعالیت ها بیشتر شد به طوری که دلیلی نتوانستند بیاورند که چطور عروسک جابه جا میشد برای همین عروسک رو درون اتاق دنا می گذاشتند ولی سر از اتاق آنجی در می آورد !
طولی نکشید که کنترل از دستشان خارج شد و دو دختر ادعا می کردند که آنابل به آنها حمله می کند.
لو که یکی از دوستان دنا و آنجی بود نسبت به عروسک بدبین بود و میگفت عروسک توسط ارواح خبیث تسخیر شده اما دنا و آنجی ب حرف های لو اهمیتی نمی دادند و می گفتند این فقط یک عروسک ساده است!
اما اینجا پایان کار نبود و داستان شکل وحشناک تری به خودش گرفت که آنان را وادار به اقدام کرد.
آنها در قسمت های مختلف ساختمان نوشته هایی رو پیدا می کردند که با دستخط کودکانه نوشته شده بود, ” به لو کمک کن”,” به ما کمک کن” دو نمونه از این نوشته ها هستند.
یک روز دنا از سرکار بر میگردد متوجه خون روی دستان عروسک می شود, عروسک سرجایش روی تخت بود, اما لکه های خون روی دستان عروسک به چشم دنا می آمد, لکه هایی قرمز که گویا خون بودند از عروسک بیرون می زند.
دیگر قضیه جدی شد و دو دختر باید کمک می گرفتند برای همین از یک مدیوم(احضار کننده روح) کمک خواستند

ماهیت آنابل

اولین مدیوم بعد از اولین جلسه احضار روح یک تئوری را مطرح کرد.
او باری دخترها داستان دختر هفته ساله ای را گفت که مدت ها قبل در آن فوت شده بود.
براساس صحبت های مدیوم ساختمان آپارتمان درست جایی بود که جسد دختر پیدا شده بود. وقتی عروسک به این ساختمان آوردند روح آنابل به عروسک علاقه مند شده و خواسته که آن را تسخیر کند و به این ترتیب دختر واقعی یعنی آنابل هیگینز ( annabelle higgins ) تبدیل می شود به عروسک آنابل.
در یک عمل پیش بینی نشده و شگفت انگیز دخترها تصمیم می گیرند آنابل را نگه دارند.
در واقع دو دختر دلشان به حال عروسک و دختر مرده می سوزد اما این احساس همدردی دوامی نمی آورد. یک سری کابوس و تصورات وحشتناک به سراغ دُنا می آید و این هم باعث نمی شود عروسک را کنار بگذارد اما وقتی دوستشان لو مورد حمله قرار می گیرد دوباره رو به کمک خواستن می آورند.

ماهیت آنابل در فیلم آنابل 1 و 2

اگر دو قسمت فیلم های آنابل رو دیده باشید پس حتما آنابل هیگینز رو شناخته اید ؟ اگر نشناختید ما اون رو برایتان آشکار می کنیم!
در قسمت اول فیلم آنابل , آنابل هیگینز همان دختر دیوانه ی روانیست که از خانه فرار کرده است و به فرقه شیطان پرستی پیوسته است


آنابل تصمیم می گیرد به خانه پدر و مادرش برود و آن را به قتل برساند پس از که همسایه خانواده هیگینز متوجه جیغ خانم هیگینز می شود به شوهرش می گوید جهت بررسی موضوع به خانه هیگینز می رود در همان هین آنابل به خانه آنها میاید و زن همسایه را با چاقو مجروح میکند.
آنابل بعد از ورود پلیس به خانه مجبور می شود به اتاقی که عروسک حضور دارد برود و دست به خودکشی بزند ! پس از خودکشی روح آنابل به عروسک می رود و به دنبال روح نوزاد میا و جان است.

در قسمت دوم این مجموعه داستان یک عروسک‌ساز و همسرش را روایت می‌کند که دوازده سال بعد از مرگ غم‌انگیز دختر کوچکشان، به یک کشیش و چند یتیم همراه او در خانهٔ خود پناه می‌دهند.
اما بعد از آن فقط شاهد هدف قرار گرفتن آن‌ها توسط موجود وحشتناک و دیوانه‌ای که خودشان خلق کرده‌اند هستند. ولی آنها فقط میخواستند دختراشان برگردد…وگرنه؟

نکته ای که در این دو قسمت وجود داره اینه که در آنابل 2 اگر اشتباه فکر نکنم روح خبیث آنابل هیگینز (اون موقع هیگینز فامیلیش نبوده) رو تسخیر می کنه و از اونجایی که به عروسکی که به آنابل معروف است علاقه دارد در آنابل 1 به همین دلیل است بعد از دیدن این عروسک آن را در بغل می گیرد وخودکشی می کند.

حمله آنابل به لو

حالا که از نقد فیلم آنابل می گذریم به ماجرای قبلیمان برگردیم , به نظر می رسد آنابل از لو خوشش نمیاید .
یک شب لو از خوابی عمیق بیدار می شود بلافاصله وحشت به سراغش می آید. او کابوسی بد دیده بود اما این بارحسش متفاوت بود. لو بیدار شده بود اما توانایی حرکت را نداشت. به اطراف اتاق نگاه می کند اما چیزی نمی بیند. سپس شروع می شود. او پایین را نگاه می کند و می بیند آنابل پایین پایش ایستاده، عروسک به آرامی شروع به بالا رفتن از پایش می کند، از روی قفسه سینه اش می گذرد و همانجا می ماند. چند لحظه بعد دست های عروسک دور گردن لو قفل می شود و شروع به خفه کردنش می کند. لو می گوید بعد از این اتفاق از هوش رفته و صبح روز بعد به هوش آمده و اصلا نمی دانسته این اتفاق واقعا افتاده بود یا یک کابوس بوده.اما روز بعد جواب این سوالش را گرفت.
لو در اتاق آنجی به دنبال نقشه بود که خود برای سفر آماده کند که صدایی از اتاق دنا می شنود اما دنا در خانه نبود , لو فکر میکند یکی بدون اجازه وارد خانه شده است اما زمانی که متوجه می شوند صدا مربوط به آنابل بوده از وحشت بی حرکت می شود و ترسش دیگر بهبود پیدا نمی کند. لو وارد اتاق دُنا می شود اما کسی را آنجا نمی بیند، آنابل به جای اینکه مثل همیشه روی تخت باشد روی صندلی نشسته بوده و چیز دیگری تغییر نکرده بود. لو به سمت عروسک می رود اما ناگهان فلج وحشتناکی را در کل بدنش حس می کند و احساس می کند کسی پشت سرش است.

احساس فلج در منطقه قفسه سینه اش افزایش می یابد. به پایین نگاه می کند جای پنجه می بیند طوری که گویی کسی رویش پریده و به شدت با پنجه به آو ضربه می زند. روی هم هفت اثر پنجه ایجاد می شود، سه ضربه عمودی و چهار ضربه افقی، همگی داغ و سوزان. لو با وحشت به اطرافش نگاه می کند اما هیچکس جز خودش آنجا نبوده. هیچ توضیحی جز آنابل به ذهنش نمی آید.

آثار خراش را دیگران نیز می توانستند ببینند. اما به شکل اسرار آمیزی اثر خراش ها در عرض دو روز خوب شد. هیچ اثری هم از آنها وجود نداشت. دُنا با یک کشیش به نام پدر هگان تماس گرفت اما او گفت این موضوع مربوط به ارواح است و او به قدرت بالاتری نیاز دارد. با اِد و لورن تماس گرفته شد.

اِد و لورن


این زوج مانند شکارچیان ارواح بودند و به این مسائل رسیدگی می کردند. آنها خیلی زود متوجه شدند عروسک روحی شیطانی و غیر انسانی دارد. وارن گفت این عروسک تسخیر نشده است اما توسط یک روح کنترل می شود. اشیاء بی جان را نمی توان تسخیر کرد اما ارواح می توانند به آنها متصل شوند. زوج وارن به موقع باخبر شدند چون آنها احساس می کردند کارهای آنابل در ادامه می توانست باعث مرگ یکی از اعضای آن خانه شود.

آپارتمان طی فرآیندی تمیز شد، اِد در این مورد می گوید:معنویت فضای خانه را با کلمات بالا بردیم که شامل هفت صفحه جملاتی بود که طبیعتی مثبت داشتند و مناع ورود شیطان به خانه می شدند. تاکید ماروی این بود که خانه را سرشار کنیم از قدرت مثبت و خدا. وارن ها قبول کردند که عروسک را با خود ببرند و اِد آنابل را برای نگهداری به موزه خود برد. اِد می گوید عروسک چندین مرتبه به کشیدن ترمز ماشین و منحرف کردن فرمان آن اقدام کرده. اِد برای جلوگیری از حملات عروسک آنابل روی آن آب مقدس ریخته و به نظر کارساز هم بوده.

منبع بخش هایی از متن : نمناک

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *